خرید بک لینک
پدر و مادرمان، تا یک دورهای پدر و مادر ما هستند، و از یک سنی به بعد، ما پدر و مادرِ پدر و مادرمان میشویم. باید مدام حواسمان باشد که زیاد قند و چربی نخورند، روزه نگیرند، با آن پادرد و کمردردشان کار

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:39

دلم میخواست یک آهنگ بودم، و تکههایم در ذهن آدمها گیر میکرد...

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:39

یکم کلمه بشکافیم دور هم :)

http://radixium.blog.ir

کانال تلگرام : @radixium

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:39

در کشوی سمت چپ میز آینهام، یک جامدادی کم ارتفاع کم عرض دراز هست که تولد ۱۶ سالگیام هدیه گرفتم. هدیه دهنده، طلیعه, هم کلاسی اول دبیرستانم بود که تا اواسط سال دلم میخواست با او دوست شوم چون تنها کسی ب

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:39

فکر میکنم سال 2008 بود که عضو فیسبوک شدم. مدتی بود وبلاگ مینوشتم و برایم جالب بود سرویسی راه افتاده که میشود بدون یک کلمه حرف، به نویسندهاش بفهمانی که مطالبش را خواندهای و دوست داشتهای. بعد میر

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:39

دبستانی که اول دبستان درش درس میخواندم، دقیقا دور همان میدانی بود که خانۀ عمو احمد، عموی بزرگ مادرم در آنجا بود. محلۀ نارمک را هم که میدانید، تنها محلۀ میدان میدان تهران است، و اگر کسی جایی بگوید "م

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:39

نمیدانم این جمله را کجا و از چه کسی شنیدم، که «دنبال کردن وقایعی که آدم کنترلی بر روی آنها ندارد، اعتیادآور است». این اعتیاد، میتواند در قالب دیدن سریال باشد، خواندن رمان، دنبال کردن وقایع زندگی اشخ

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:39

مدتها پیش، فیلمی دیدم که در پایان داستان، به مخاطب میگفت تمام اتفاقاتی که شاهدشان بودیم، صرفا ساخته و پرداختۀ ذهن یک پسربچۀ 8 ساله بودند. امروز به این فکر میکردم که در روزهای اخیر، انقدر مسائل احمقا

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:39

بوی دود و سوختگی مدار برقی خانه را پر کرده. کف اتاق نشستهام و به پنجرهای که لحظاتی پیش در تلاش بودم تا درزگیرهایش را جدا کرده و بازش کنم، نگاه میکنم. سرم پر از درد است. تقریبا تمام وسایل برقیمان

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:39

روی زمین نشستهام و به پنجره نگاه می کنم. چند روز از این اتفاقات گذشته است، دیگر بوی دود نمیآید.طی این چند روز اخیر، چند قلم از جهیزیۀ من را از انباری بیرون آوردیم و به قول مامان دست انداختیم. به ادا

برچسب: نویسنده: زهرا صمیمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:39

صفحه بندی